X
تبلیغات
روزنامه زن
دوباره میخوام وبلاگم رو راه بندازم.

خوشحالم.

+ نوشته شده توسط محبوبه در شنبه بیست و هشتم خرداد 1390 و ساعت 17:13 |

در کوچه باد می آید

این ابتدای ویرانی است

آن روز هم که دست های تو ویران شدند

باد می آمد

ستاره های عزیز!

ستاره های مقوایی عزیز!

وقتی در آسمان،دروغ وزیدن می گیرد

دیگر چگونه می شود به سوره های رسولان سرشکسته پناه آورد؟

ما مثل مرده های هزاران هزار ساله به هم می رسیم

و آنگاه

 خورشید بر تباهی اجساد ما قضاوت خواهد کرد

                                                      ************

من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرف ها و صداها می آیم

و این جهان به لانه ماران مانند است

و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی است

که همچنان که تو را می بوسند

 در ذهن خود طناب دار تو را می بافند !

 

 

 

+ نوشته شده توسط محبوبه در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 و ساعت 18:38 |

اعلامیه جهانی حقوق بشر


ماده 1 : تمام اعضای بشر آزاد و برابر در حیثیت و حقوق متولد شده اند. به آنها عقل و وجدان اعطا شده است و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .

ماده 5 : هیچ کس نباید در معرض شکنجه و یا عمل وحشیانه , غیر انسانی ,خوارکننده و یا مجازات قرار گیرد .

ماده 9 : هیچ کس نباید در معرض حبس , بازداشت و یا تبعید خودسرانه قرار گیرد .

ماده 21 :

1 : هر فردی حق شرکت در حکومت کشورش را مستقیم و یا از طریق نمایندگان آزادانه انتخاب شده دارد .

2 : .....

3 : اراده مردم بایستی اساس اقتدار حکومت باشد این اراده بایستی در انتخابات دوره ای و غیر متقلبانه ابراز شود ....

قانون اساسی

اصل سوم

دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم , همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد :

2 : بالا بردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر .

6 : محو هرگونه استبداد و خودکامگی و انحصار طلبی .

7 : تامین آزادی های سیاسی و اجتماعی در حدود قانون .

8 : مشارکت عامه مردم درتعیین سرنوشت سیاسی , اقتصادی , اجتماعی و فرهنگی خویش .

اصل ششم

در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکا آراء عمومی اداره شود از راه انتخابات . انتخاب رءیس جمهور ,نمایندگان مجلس شورای اسلامی , اعضای شوراها و نظایر این ها , یا از راه همه پرسی در مواردی که در اصول دیگر قانون معین می گردد .

اصل هشتم

در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر , امر به معروف و نهی از منکر و ظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر ,دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت . شرایط و حدود کیفیت آن را قانون معین می کند .

اصل بیست و هفتم

تشکیل اجتماعات و راهپیمایی , بدون حمل سلاح , به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است .

اصل سی و دوم

هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند در صورت بازداشت , موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلا فاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حد اکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه , در اسرع وقت فراهم گردد .متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود .

پ . ن : قانون احترام به آزادی های مشروع و حقوق شهروندی و کنوانسیون منع شکنجه را به این ها اضافه و سپس قضاوت کنید .

+ نوشته شده توسط محبوبه در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 و ساعت 13:48 |

میر حسین موسوی :


قویا طرفدار تک همسری هستم !

پ.ن : برای رای به مهندس میر حسین موسوی دلایل بیشمار است اما خوشحال کننده این که به این دغدغه مهم من نیز پرداخته شده است .

+ نوشته شده توسط محبوبه در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 و ساعت 22:17 |

ماده 300 ق.م.ا : دیه قتل زن مسلمان خواه عمدی خواه غیر عمدی نصف دیه مرد مسلمان است .

ماده 301 ق.م.ا : دیه زن و مرد یکسان است تا وقتی که مقدار دیه به ثلث دیه کامل برسد دیه زن نصف دیه مرد است .

اگر مردی عضوی از زن را ناقص کند در صورتی که دیه آن عضو کمتر از1/3 دیه مرد باشد زن می تواند قصاص مرد را در همان عضو بخواهد و آن عضو به همان شکلی که زن آسیب دیده قصاص خواهد شد اما اگر دیه عضوناقص شده زن به 1/3 دیه مرد آزاد برسد مقدار دیه نصف خواهد شد .

توضیح آن که : دیه مرد آزاد 100 شتر است. دیه اعضای زن تا یک سوم این مقدار با دیه مرد برابر است اما از یک سوم که فراتر رود , نصف دیه مرد خواهد بود . یعنی اگر مردی یک انگشت زن را قطع کند زن می تواند یک انگشت مرد را به قصاص قطع کند و یا ده شتر از او دیه بگیرد و اگر مرد دو انگشت زن را قطع کند زن می تواند دو انگشت مرد را به قصاص ببرد یا بیست شتر دیه آن را بگیرد و به همین ترتیب است اگر مردی سه انگشت زن را ببرد . اما اگر چهار انگشت زن را ببرد , چون دیه چهار انگشت بیشتر از 1/3 دیه کامل یک مرد است به نصف تقلیل میابد .یعنی دیه چهار انگشت زن می شود چهل شتر که اگر بخواهدهمان عضو از مرد را قصاص کند باید بیست شتر به مرد بپردازد . بدین ترتیب هرچه صدمه وارده توسط یک مرد به زن شدیدتر و بیشتر باشد , بیشتر به نفع آن مرد خواهد بود.

اگرمرد 1 انگشت زن را قطع کند ≡ زن میتواند قطع 1 انگشت ازانگشتان مرد را بخواهد بدون این که به مرد چیزی بپردازد .

اگرمرد 2 انگشت زن را قطع کند≡ زن میتواند قطع 2 انگشت از انگشتان مرد را بخواهد بدون این که به مرد چیزی بپردازد و در مورد 3 انگشت نیز به همین ترتیب است.پس به نفع مرد است که آسیب شدید تری به زن بزند و چهار انگشت زن را ببرد در بد بیننانه ترین حالت ممکن 4 انگشت خود را از دست بدهد و پولی هم دریافت نماید و ممکن است که زن اصلا قصاص نخواهد و با گرفتن دیه راضی گردد و حتی مرد آسیبی هم نبیند .

اما

اگرمرد 4 انگشت زن را ببرد , زن برای قصاص 4 انگشت مرد باید دیه 2 انگشت مرد را به او بپردازد .

پ.ن : اگر دیه مرد را چهل و دو میلیون تومان در نظر بگیریم , در صورتی که مرد عضوی از زن را ناقص کند و دیه آن عضو کمتر از سیزده میلیون شود زن میتواند قصاص آن عضو را بخواهد بدون این که به مرد پولی بپردازد اما اگر مرد صدمه شدید تری به زن وارد کند که دیه آن بیشتر از سیزده میلیون شود زن در صورتی می تواند قصاص همان عضو را در مرد بخواهد که شش میلیون و پانصد هزار تومان به آن مرد بپردازد .

+ نوشته شده توسط محبوبه در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:17 |

یک مورد مهم از دیه اعضا , نابرابری در ارزش خبرگی زن و مرد برای شهادت

در فصل دیه بینایی , قانون گذار در صورت اختلاف بین جانی و مجنی علیه چنین دستور می دهد :
ماده 459 ق.م.ا :
در صورت اختلاف بین جانی و مجنی علیه با گواهی دو مرد خبره عاذل یا یک خبره مرد و دوزن ( یک مرد به همراه دو زن ) خبره عادل به اینکه بینایی از بین رفته و دیگر بر نمی گردد یا اینکه بگویند امید به برگشت آن هست ولی مدت آن را تعیین نکنند , دیه ثابت می شود .

بر اساس این ماده اگر بین جانی و مجنی علیه در تعیین دیه و صدمه وارده اختلاف حاصل گردد باید برای تعیین میزان صدمه در بینایی به کارشناس مراجعه گردد که به نظر می رسد منظورازکارشناس متخصص بینایی می باشد . در اینجا اگر متخصص زن باشد گواهی او تنها در صورت تایید دو مرد متخصص پذیرفته خواهد بود . این بدان معناست که حتی اظهارات علمی یک زن گرچه برمبنا آموخته های وی باشد تنها به دلیل این که این اظهارات متعلق به یک زن است فاقد اعتبار می باشد .

این ماده قانونی به نحو شگفت انگیزی حکایت از آن دارد که قانون گذار حتی برای گواهی و نظریه خبره که در زبان رایج به کارشناس تعبیر می شود و متکی به دانش و تجربه بوده و واجد صلاحیت علمی و فنی است بد بین است و گواهی او را نصف ارزش گواهی یک مرد خبره ارزیابی می کند , آن هم مشروط به این که عادل باشد .

در این جا نه تنها تبعیض و نا برابری در حقوق فردی زن محقق شده است , بلکه توجه به علم و تجربه زن خبره نیز موکول بر حضور و تایید یک خبره مرد در کنار دو زن خبره عادل گردیده است که آشکارا تبعیض آمیز است .

پ .ن : در کتاب مقدس درعهد عتیق بخش شریعت چنین آمده است که اگر فردی مبتلا به جذام میشد کاهنان باید تشخیص می دادند که بیماری او چه زمان بهبود خواهد یافت , این قاعده در ارتباط با سایر بیماری های پوستی و حتی امور مربوط به زنان مانند زمان زایمان صادق بود که درواقع این به منزله بی اعتبار نمودن طب است.

+ نوشته شده توسط محبوبه در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 و ساعت 1:0 |

ماده پنج کنوانسیون رفع تبعیض از زنان : تعدیل الگوهای اجتماعی و فرهنگی رفتاری زنان و مردان و مسئولیت مشترک آنها در پرورش و تربیت کودکان .

بند الف : حذف و تعدیل الگوها و کلیشه های تبعیض آمیز رفتاری در کتابهای درسی و رسانه های همگانی .

الگوها و کلیشه های رفتاری که ساختار فکری مردم را در برخورد با جنسیت شکل می دهد , معمولا از طریق کتابهای درسی در مقطع ابتدایی و در جریان آموزش رفتاری در مهد کودک ها و هم چنین زیر سلطه تربیت خانوادگی تثبیت می شود .بعد از دوران کودکی مطبوعات , رسانه ها , خطبای دینی و در مجموع فراورده های فرهنگی به الگوهایی که در ذهن جا افتاده توان سیاسی بخشیده و افکار عمومی را متوجه موضوعی به نام تهاجم فرهنگی می کننند به اندازه ای که هر گونه الگوی جدید رفتاری و تغییر کلیشه با مقاومت رو به رو می شود .

بررسی اختلاف جنسیتی در کتابهای درسی مقطع ابتدایی

روند کلیشه سازی در کتابهای درسی مقطع ابتدایی به گونه ای است که پیش داوری نسبت به توانایی های دو جنس را به کودکان در حال آموزش تحمیل می کند . برای مثال :

بررسی تصاویر مردان و زنان در مقوله فعالیت های سیاسی و اجتماعی نشانگر این نکته است که بر خلاف مردان که سرپرستی جریانات سیاسی و اجتماعی را در کتابها عهده دارند , زنان هیچ گاه سازمان دهنده و نظم بخش و هدایت گر فعالیت های سیاسی و اجتماعی خاص نبوده اند و اغلب نقش پیرو و مطیع را بازی کرده اند , کمتر معترض بوده اند و در اعتراضات سیاسی و اجتماعی کمتری حضور داشته اند . آنها بیشتر در امدادرسانی و پشت جبهه حضور کمرنگی دارند .

هم چنین با بررسی تصاویر کتب دوره ابتدایی می بینیم که در این تصاویر نوعی نگرش مرد سالارانه وجود داشته و به قولی فرهنگ مذکر بر این کتب حاکم است . و این نگرش نه تنها به ضرر زنان بلکه به ضرر مردان نیز هست و جامعه با این نگرش متحمل زیان هایی خواهد شد .

وقتی زنان فقط در نقش مادرو آموزگارو کدبانو ظاهرمیشوند دانش آموز چگونه میتواند به گستره وسیع مشاغل برای زنان بیندیشد ؟

بها دادن بیشتر به نیروی کار مردان در کتب درسی میتواند باعث از دست دادن نیروی کارزنان شود و به این ترتیب انگیزه رقابت در زنان از بین خواهد رفت و آنان به مصرف گرایی گرایش خواهند یافت و خود پنداره ای منفی از خود را گسترش خواهند داد که این پیش داوری میتواند به تردید و وسواس منجر شود وموجب جدا ساختن حرفه های ساده و کم اهمیت برای زنان و مهم برای مردان شود . به این ترتیب این نیروی عظیم از خدمت رشد و توسعه خارج شده و با معضلات فردی و اجتماعی رو به رو خواهند شد .

پ. ن : من به خودم افتخار می کنم چون از همون بچگی دغدغه برابری حقوق رو داشتم و همیشه فکر می کردم چرا همیشه بابا آب میده , بابا نان میده ؟ چرا مامان آب نمیده ؟ پس چرا تو خونه ما مامان هم آب میده هم نان و تازه همه ی غذاهای خوشمزه رو هم مامان میده .

پ. ن : خوب شد این تصمیم کبری تو کتابهای درسی بود که لا اقل بچه ها بدونن خانم ها هم قدرت تصمیم گیری دارند .

رفع تبعیض از زنان – مقایسه کنوانسیون رفع تبعیض از زنان با قوانین داخلی ایران – مهرانگیز کار

+ نوشته شده توسط محبوبه در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 و ساعت 23:56 |

ساعت 8 صبح – دانشکده حقوق -  کلاس مدنی 5- استاد : دکترا حقوق خصوصی

استاد : قابل توجه خانم هایی که بی دلیل! این قدر با ازدواج مجدد مردان بیچاره ! مخالفند : برای ازدواج مجدد دلایلی ذکر شده است و مجازدانستن این مسئله و حتی لزوم آن در پاره ای موارد بی دلیل نیست .

من : استاد میشه خواهش کنم این دلایل رو برای ما هم بگید , شاید دست از لجبازی ! برداشتیم و قانع شدیم .

استاد ( با لحنی سنگین و ناراضی) : "بچه ها بنوسید" :

استدلالات موافقین ازدواج مجدد :

1 : چون معمولا تعداد زنان آماده به ازدواج نسبت به مردان بیشتر است و چون زن از حق ازدواج برخوردار است و نکاح دارای مصارف روحی و اجتماعی است , پس باید مردان حق داشتن چند زن را داشته باشند تا زنان به حق خود برسند . (خانم ها ! همین که آقایی حاضر به ازدواج با شما شود منت کشتان هم کرده است . )

2 : در برخی موارد به دلیل نازایی زن یا بیماری طولانی یا دائمی زن و نقص عضو وی و یا به دلیل نیاز جنسی برخی مردان به چند زن نمی توان مرد را از داشتن فرزند یا ارضاء نیازهای خود محروم کرد .(نگاه کاملا انسانی به مردان وتشریح اهداف آن ها از ازدواج و نگاه غیر ابزاری به زنان !!!!)

3 : مردان طبیعتا پولیگام و زنان منوگام هستند یعنی مردان طبیعتا چند زنی را دوست دارند ولی زن ها دوست دارند یک شوهر داشته باشند . (در نظر گرفتن کامل اصول اخلاقی : "دوست دارند")

4 : منع تعدد زوجات موجب روابط آزاد و معشوقه گرایی  و بروز فساد و فرزندان نا مشروع است .(در حال حاضر با آزاد بودن تعدد زوجات هیچ یک از این مسائل و فسادها ی اخلاقی وجود ندارد !!)

 به علاوه دلایل کسانی را که با تعدد زوجات مخالفند می توان نقض نمود :

1 : مرد می تواند در آن واحد چند زن را دوست بدارد (از بس که مرد ها قلب رئوفی دارند) 2 : اگر مرد از تبعیض خودداری کند و اگر ازدواج دوم برای هوسرانی نباشد بین زن ها هم اختلاف ایجاد نمی شود ؟؟؟!!!!!!

3 : چنذ همسری راه حلی استثنایی و برای حل !!! مشکلات اجتماع است.

4 : چند شوهری غیر اخلاقی است و در تمام جوامع موجب اختلاط نسل ها می شود . (اما چند زنی اصلا غیر اخلاقی نیست)

شرایط تعدد زوجات در اسلام : محدود به 4 زن می باشد , حفظ عدالت بین همسران (مفهوم پارادوکسیکال ) , تمکن مالی , تمکن جنسی .

پ.ن : تاکید می کنم این ها دلایل قانونی برای تعدد زوجات نیست بلکه استدلالات طرفداران تعدد زوجات است .

+ نوشته شده توسط محبوبه در جمعه یازدهم بهمن 1387 و ساعت 0:43 |

امروز بعد از این که با عصبانیت تمام از یکی از مردان غیور این مرز و بوم جدا شدم با دو تن دیگرازمردان با منطق این مرزو بوم مشاجره لفظی پیدا کردم .آقایان محترم احساس میکردند که چون با یک زن طرفند حق دارند گردن کلفتی کنند و با فریاد هایشان تلاش می کردند که نشان دهند قدرتمندند . جای دوستان خالی نمی دانید یکه و تنها چه گرد و خاکی به پا کردم .

وقتی از دوستان جدا شدم برای پیگیری این موضوع که بالاخره پول ما کجا رفته و مسئولیت با کیست به نمایندگی دیگری مراجعه نموده و با یکی دیگر از آقایان با شخصیت وطن وارد گفتگو شدم . بعد از چندین بار تکرار توضیحات ایشان با خنده ی ملیحی!! فرمودند که اصلا حواسشان نیست و از رفتارشان چنین بر می آمد که توقع داشتند بنده نیز لبخندی ملیح به ایشان تحویل بدهم اما من در دل به خود می گفتم : دوست عزیز کمتر درگیر انداز و برانداز کردن من می شدید قطعا حواستان جمع توضیحاتم می گردید.

وقتی در حال رد شدن از خیابان بودم مورد لطف کلامی جناب آقای موتوری قرار گرفتم که خشمگین بودند از این که چرا بنده هم زمان با ویراج ایشان در بلوار اصلی از خیابان عبور نموده ام . دروغ چرا , بنده نیز با آن اعصاب آرام از خجالت ایشان در آمده و با عبارت shut up از جملات بسیار زیبایشان استقبال نمودم . ایشان هم لطف را در حق ما تمام کردند و دور زدند و دنبال من راه افتادند .برای رفع درد سر وارد دو سوپر شدم گرچه بازهم حقیقتا تصور نمی کردم خیال لطف به مرا داشته باشند .

وارد کوچه که شدم دیدم آقایان محترم طلبکار شده و با الفاظی بسیار رکیک در حال همراهی من هستند وجالب این که در حضور چند تن دیگر از مردان با غیرت شهرم رسما مرا به آزار جنسی با بدترین الفاظ تهدید کردند.

در حالی که سعی می کردم با آنها برخورد کنم احساس می کردم بدنم می لرزد.دیدم دوستان رفتند و یک کوچه بالاتر توقف کردند. آقایان حاضر در صحنه بعد از خرید از سوپرمارکتی در همان نزدیکی بی تفاوت دور شدند.لذا با دوستان نیرو انتظامی تماس گرفتم و ایشان بعد از گرفتن آدرس فرمودند صدا نمی آید و گوشی را قطع کردند. وسط راه مانده بودم , نه می توانستم به سمت خیابان برگردم و نه به سمت منزل . چون خوب می دانستم تنها چیزی که در این شهرخصوصا برای زنان یافت نمی شود امنیت است(امنیت روانی به کنارخبری از امنیت جانی هم نیست) و مجبور بودم تهدید مردان غیور شهرم را جدی بگیرم .نهایتا بعد از مدت سردر گمی از خانم و آقایی که در حال عبور از آن مسیر بودند خواستم مرا تا خانه همراهی کنند . نمی دانستم من باید خجالت بکشم یا جامعه ی مردان ایران.ولی نهایت این که سالم !!! به منزل رسیدم

************

فکر می کنید چندمین بار است که مورد چنین تهدیداتی واقع می شوم ؟ فکر می کنید این حوادث روزی چند بارو برای چند تن از زنان و دختران سرزمینمان تکرا می شود؟ این است مملکت اسلامی؟ این است اوضاع امنیت در یک کشور؟

چرا باید از راه رفتن در کوچه های شهرم بترسم ؟ چرا باید از مردان کشورم بهراسم ؟ چرا باید از سایه پشت سرم , از صدای پا , از صدای موتور , از راه رفتن در مکان های شلوغ , از تاکسی سوار شدن , از تجاوز , از آزار و از هزار کوفت و زهر مار دیگر بترسم؟ (باور کنید از هر قشر و گروه و با هر قدرتی , همین که زن باشید باز هم امنیتتان تامین نیست) کدام یک از شما مردان می توانید درک کنید که امشب به من چه گذشته است ؟

این ها هستند فرزندان کوروش و داریوش؟؟؟ اینها هستند مردانی قرار است شریک زندگی زنان سرزمین من باشند و برای آنها آرامش به ارمغان بیاورند؟؟؟؟؟؟

با احترام به تمامی مردانی که شایستگی احترام را دارند گاهی احساس می کنم از این شهر و مردان آن ....

+ نوشته شده توسط محبوبه در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 23:25 |

اگر ولی کودک , او را تادیب کند یا شوهر , همسر خود را تادیب کند و آنان [بر اثر این تنبیه و تادیب] از دنیا بروند , بنا بر قولی ولی و شوهر ضامن دیه آنها در مال خود هستند .(لمعه دمشقیه - شهید اول , ص . 255  )

کلاس متون فقه – استاد خانم – تحصیلات : دکترا

من : استاد ! مگر زن کودک است که نیاز به تادیب داشته باشد ؟ و مگر همسر , ولی زن است که او را تادیب نماید؟ (بحث عدم قصاص پدر بحثی قدیمی است که در پست های آتی به آن نیز خواهم پرداخت) یعنی شوهر حق دارد همسر خود را بکشد و بعد دیه او را پرداخت نماید ؟

بر چه مبنایی چنین حقی به شوهر داده شده است ؟ گذشته از همه این ها مگر در قرآن و در همین کتاب در شرایط تنبیه زن ذکر نشده که همسر در آخرین مرحله حق زدن دارد و باید به گونه ای بزند که سیاه نشود , کبود نشود ,خون نیاید , درد به وجود نیاید و ...؟

استاد ( با خشم ) : خانم شما با که می جنگید ؟ با احکام اسلام ؟؟؟؟

من : چرا پای اسلام را وسط می کشید . من با چیزی که با عقل منافات داشته باشد می جنگم .

استاد : مگر عقل شما باید درک کند ؟ مگر شما باید بفهمید ؟

من : منی که این حکم در مورد خود و هم جنسانم حاکم است نباید دلیلش را بدانم ؟؟؟!! پس چه کسی باید بداند ؟؟؟

استاد : همه احکام خدا که قابل درک با عقل و فهم محدود ما نیست .

 من : فکر نمی کنم خدا از ما اجرای حکمی را بخواهد که با عقلمان منافات و تعارضی چنین آشکار داشته باشد.

استاد : اصلا خود شما می دانید زنی که در مقابل مظالم شوهرش صبر پیشه کند , جایگاهش بهشت است ؟

من : سکوت در مقابل ظلم بزرگترین اشتباه و معصیت است.

من :حال اگر زن همسر خود را به قصد تادیب بزند و شوهر فوت کند حکم آن چیست ؟

استاد : خوب معلوم است زن قصاص می شود .

 هم همه و اعتراض تمام کلاس را فرا می گیرد.

استاد : از این که با احکام و تعالیم خدا بجنگید چه چیزی نصیبتان می شود ؟ بیخود وقت کلاس را هم می گیرید اگر صحبتی دارید بعد از کلاس می شنوم . خوب بچه ها کجا بودیم ؟

و سکوتی مرگ بار و اعتراضی که خوب می دانم هیچ پاسخ منطقی و عقلایی (حد اقل در این کلاس ها) برای آن نخواهم یافت سراسر وجودم را فرا می گیرد .

  و با خود می اندیشم کی قرار است زنی که این مردان از دامان او بر خواسته اند تنها ابزار حمل و به دنیا آوردن نباشد و باور کنیم که زن نیز انسان است با همه کمالات و خصایص نیکی که هر انسانی می تواند از آن بهره مند باشد .

پ .ن : ( کتاب لمعه یکی از منابع معتبر فقهی است و فقه یکی از منابع اصلی قانون گذاری )

+ نوشته شده توسط محبوبه در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت 0:17 |