تبليغاتX
روزنامه زن

ماده 1005 قانون مدنی : اقامتگاه زن شوهر دار همان اقامتگاه شوهر است ... , زنی که با رضایت شوهر خود و یا با اجازه محکمه مسکن علیحده اختیار کرده می تواند اقامتگاه شخصی علیحده نیز داشته باشد.

 

ماده 1114 : زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر این که اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد .

 

1.مسکن به دو دسته اجباری و اختیاری تقسیم می شود . فرزندان تابع مسکن پدر و مادر خود هستند .

2.اصل بر این است که زن(هم در شهر وهم در محل زندگی )  تابع اقامتگاه شوهر است  مگر ....

 

نتیجتا مطابق اصول یک دختر در انتخاب محل زندگی خود که از حقوق اولیه و بدیهی هر شخص است

تا قبل از ازدواج تابع پدر و بعد از ازدواج تابع شوهر است .

3. قید کردن عبارت تعیین مسکن با توافق زوجین در سند ازدواج باعدم قید این عبارت هیچ تفاوتی ندارد , زیرا در صورت بروز اختلاف مطابق اصل عمل شده و نظر شوهر تعیین کننده می باشد .

 

شرایط اختیار مسکن علیحده : ماده 1115 : اگر بودن زن در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند مسکن علیحده اختیار کند ....

منظور از خوف ضرر بدنی یا شرافتی چیست ؟

ضرر بدنی : مرد همسر خود را به حدی بزند که قابل تحمل نباشد (بستگی به درجه مقاومت زن دارد مثلا چند مشت و لگد که قابل تحمل است )

ضرر شرافتی : اقامت در فاحشه خانه و یا قمار خانه و امثالهم .

زنی که به دلیل خوف ضرر بدنی و یا ..... مجاز به انتخاب مسکن جداگانه شده در این انتخاب آزاد نیست و باید به تراضی یا حکم دادگاه معین شود : م .1116 ق.م

جمع بندی : زن تنها بعد از ازدواج حق تعیین مسکن خود را دارد , آن هم به شرطی که ضمن عقد نکاح این حق با قید عبارت ( تعیین مسکن با زوجه ) به زن داده شود و یا خوف ضرر جانی یا مالی یا شرافتی باشد که در این صورت نیز برای برخورداری از مسکن مستقل نیازمند حکم دادگاه است .

+ نوشته شده توسط محبوبه در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت 13:9 |

ماده 209 قانون مجازات اسلامی :
هرگاه مرد مسلمانی عمدا زن مسلمانی را بکشد محکوم به قصاص است
لیکن باید ولی زن قبل
از قصاص قاتل نصف دیه مرد را به او بپردازد .

تا چندی پیش خانواده های که توان مالی برای پرداخت دیه قاتل دخترشان را نداشتند(به صرف اینکه مجرم مرد و مجنی علیه زن است ) نمی توانستند قاتل را قصاص کنند . بنا براین بعضی از آقایان خیلی متشخص همین که با خانمی که وضع مالی خوبی نداشت دچار مشکل میشدند و یا می خواستند نشان دهند خیلی مرد هستند , با اطلاع از این ماده تصمیم می گرفتند در پناه حمایت این قانون اسلامی خانم را به قتل برسانند و عده ای از وکلا اخلاق گرا به استناد همین ماده درخواست تبرئه موکلشان را داشتند . (ماجرا فیلم شهر زیبا همین مسئله بود )

تا این که در زمان آیت الله یزدی (رئیس اسبق قوه قضائیه ) طی پرونده ای که سر وصدای زیادی بر پا کرد و اولیا دم توان پرداخت دیه قاتل دخترشان را نداشتند و اعتراض به این ماده داشتند که هم دخترشان کشته شده و هم برای مجازات قاتل باید به خانواده او پولی را بپردازند صندوقی تاسیس شد که (در صورت اعسار خانواده مقتول ) دیه از این صندوق پرداخت گردد .

یادمه موقعی که استاد این ماده را تدریس میکرد , یکی از پسرهای منفور کلاسمون با کمال وقاحت فرمودند : پس آقایون بیکار راه بیفتیم دختر کشی . خوبه . خوش میگذره.

 

+ نوشته شده توسط محبوبه در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 0:4 |

فصل هفدهم-جرایم علیه اشخاص واموال

ماده 630 قانون مجازات اسلامی : هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد می تواند در همان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره باشد فقط مرد را می تواند به قتل برساند . حکم ضرب و جرح در این مورد نیز مانند قتل است .

(ترم 1, کلاس جزاعمومی 1, استاد : دکترا جزا , رئیس دانشکده و استاد مورد علاقه من )

من : ببخشید استاد مگر آدمها خودشان می توانند مجری قانون باشند ؟ پس تکلیف قانون چی میشه ؟ گذشته از این چرا این حق برای زن قرار داده نشده ؟

استاد : چون اگر زنی همسر خودش را در این وضع ببیند ممکن است زن صیغه مرد باشد که دیگر زنا نیست اما در مورد زن چنین نیست .

من : (بگذریم از اینکه خود این حق صیغه ای که برای مردها قرار داده شده  عذر بدتر از گناه است) اگر زن شوهرش را با خواهر خود ببیند چه طور ؟؟ اینجا می دانیم امکان صیغه هم نیست . لا اقل این حالت را میتوان به صورت تبصره ذیل ماده قرار داد .

استاد : نمی دانم خانم قانون است . (با لبخند)  بروید از قانون گذار بپرسید .

(ترم 2, استاد معمم , متون فقه  2 , همان سوال...)

پاسخ استاد : خانم هزار تا !!!!!!!!! حق دیگر برایتان قرار داده اند چسبیده اید به همین دو سه مو ضوع کوچک !!!! ارث و دیه و حق طلاق و این و آن ... کسانی که این حرفها را می زنند می خواهند شما را

منحرف کنند شما گوش ندهید . همه این مسائل یک فلسفه ای دارند .

(ترم  2, استاد معمم , کلاس انقلاب )

نکته : این استاد از همه چیز حرف می زنند به جز درس خودشان. از ازدواج ,حجاب,خوبی مردان؟؟! و ...

پاسخ استاد به این سوال : در اسلام بحثی وجود دارد به نام مشبهات . همان طور که گاهی مرد پدر همسرش را با همسرش اشتباه می گیرد ممکن است آن شب هم در تاریکی شب خواهر خانم را با خانم اشتباه گرفته است . پیش می آید دیگر... (کلاس از خنده منفجر می شود و خود استاد هم به پاسخش می خندد ولی به نظرم اینجاست که باید گریست )

(ترم 2 , استاد اخلاق )

پاسخ استاد : واقعا چنین قانونی وجود دارد ؟ اشتباه نمیکنید ؟

همه کلاس : بله استاد .

آها . خوب خانم شما مردها را با زنها مقایسه نکنید مردها غریزه جنسیشان با 100 زن هم ارضا نمیشود -استاد خود خانم هستند .)

من : آها . یعنی زنها باید به اخلاقیات و خانواده پایبند باشند اما مردها نه.

(ترم 3 , کلاس حقوق بین الملل عمومی 1 , استاد تا حدودی روشن فکر )

پاسخ استاد : خانم من دلیل حقوقی یا فقهی آنرا نمی دانم اما می دانم که احساسات و نحوه بروز آن در مردان با زنان بسیار متفاوت است ... لطفا بیش از این وقت کلاس را نگیرید. همان استاد بیرون از کلاس :خانم مواظب باشید شما با این حرفها با لاخره برای خودتان درد سر درست می کنید , ولی اگر پاسخ را یافتید به من هم بگویید .

(ترم  4 , استاد دکترای حقوق خصوصی)

استاد : خانم زیاد سخت نگیرید .(و داستانی از زمان حضرت موسی نقل کردند که من واقعا شرمم می شود بگویم)

و این داستان هم چنان ادامه دارد . نمی دانم چرا من اینقدر بی منطقم که با این دلایل جامع و کامل قانع نشدم .

 

+ نوشته شده توسط محبوبه در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:58 |

پیامبر در فرهنگ عرب جاهلی و در زمانی که هر کس دختر به دنیا می آورد از شرم و خجالت از خانه بیرون نمی آمد و دختر را زنده به گور می کردند به فاطمه آن همه ارج و منزلت نهاد و فرمود : فاطمه پاره ای از تن من است , هر کس فاطمه را بیازارد مرا آزرده است و هر کس مرا بیازارد خدا را آزرده است . ( هم چنان که خداوند نیز در سوره کوثر خط بطلانی بر زن ستیزی عرب جاهلی کشید )

در آن زمان که زن هیچ نقش اقتصادی در خانواده نداشته  و علی رغم این که ارث نمی برد به ارث برده می شد , پیامبر چند گام فراتر نهاده  و برای زن حق ارث قرار داد . اما امروز که زنان خود مولد اقتصادی بوده , و در کنار مردان و چه بسا بیشتر از بسیاری از مردان کار و تلاش می کنند مستحق حق برابرو برخورداری از حاصل این تلاش  نیستند ؟

پیامبر متناسب با فرهنگ آن عصر , قدم به قدم اوضاع را به سمت برابری تغییر داده و به نفع زنان بهبود بخشید . آیا اعراب در آن زمان کوتاه توانایی تغییرات گسترده تری را داشتند ؟ اگر پیامبر یک مرتبه تمام قوانین زن ستیزانه را به قوانین انسان محور و برابر تبدیل می کرد آیا باز هم اسلام به عنوان یک دین جدید مورد پذیرش اعراب قرار می گرفت ؟

درآن زمان که تنها کاربرد زن تولید مثل بود این امکان وجود نداشت که پیامبر زنان را در مشاغل حکو متی قرار دهد . اما آیا منمنصفانه است در قرن 21 که زنان پا به پای مردان پیشرفت نموده و در بسیاری از عرصه های سیاسی , اجتماعی , علمی , اقتصادی و ... توانایی های خود را به رخ کشیده اند از بسیاری از حقوق که استحقاق آنرا دارند محروم باشند ؟؟؟ آیا می توان منکر این توانایی ها شد ؟؟؟

این ها موارد محدودی از تبعیض و نا برابری است که به نظر می رسد  قابلیت انطباق با شرایط و زمان را داشته باشند .

 در خاتمه می توان گفت : هر کس که خواهان حقوق برابر است لزوما اسلام ستیز نیست بلکه ممکن است تفسیر متفاوتی از اسلام داشته باشد که قابل تامل است . 
+ نوشته شده توسط محبوبه در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:38 |

به اعتقاد من , آنچه که وضع زنان را در اسلام به اینجا کشاند غفلت از " روند" حرکت اسلام بود.مثال خیلی ساده ای می زنم :فرض کنید کارفرمایی , کارگری را استخدام کند و سال اول به او ماهی هزار تومان حقوق بدهد , سال دوم ماهی دو هزار تومان , سال سوم ماهی سه هزار تومان و به همین ترتیب . حال فرض کنید کار فرما در سال دهم و زمانی که ماهی ده هزار تومان به کارگر خود حقوق می دهد , از دنیا برود . ورثه کار فرما می خواهند تکلیف حقوق کارگر را برای سالهای بعد تعیین کنند . بین ورثه دو دید گاه وجود دارد : یک دیدگاه معتقد است افزایش حقوق کارگر طی سالهای کار , روند مشخصی داشته است وآنها هم باید تابع همان روند باشند . به عبارتی  ,  آنها هم باید هر سال به حقوق او ماهی هزار تومان اضافه کنند . دیدگاه دوم معتقد است که حقوق کارگر باید همان باشد که پدر در زمان فوت به او می داده است . آنها به آخرین امضای پدرشان استناد می کنند و معتقدند که امضای پدر قداست دارد و اگر این کارگر تا چهل سال دیگر هم بخواهد برای آنها کار کند , نباید حقوق او را بیشتر کنند. طرفداران دیدگاه اول , به عمل پدر و در واقع , روح پیام او استناد می کنند . طرفداران دیدگاه دوم , برای پدر قداست قائلند و به ظاهر پیام او استناد می کنند . شما کدام یک از این دو دیدگاه را به پدر وفادارتر می دانید ؟ به نظر می آید آنها یی که روند رفتار و کردار پدر را در نظر گرفته اند , به او وفادار تر بوده اند تا آنهایی که به یک امضا قداست بخشیده اند .

 انصاف این است که پیامبر اسلام برای بهبود بخشیدن به وضع زنان , روندی را آغاز کرد . در 23 سال حیات ایشان , این روند همواره رو به جلو و رو به بهبود بود . منتها بعضی فقها , روند حرکت او را فراموش کرده اند و یا اصلا به آن توجه نکرده اند . آنها می گویند , ما به آخرین امضاهای پیامبر درباره زنان استناد می کنیم و بر آن جزم و جمود می ورزیم . کافی است که به وضع زنان شبه جزیره در زمان بعثت پیامبر نظر بیندازید . زن مالک هیچ چیزی نبود ؛ اساسا خود زن مملوک بود ؛  ازدواج نوعی خرید و فروش بود ؛ مردان وقتی از زنان خود خسته و دلزده می شدند , آنها را به هم معاوضه می کردند ؛نزدیک به بیست و هفت – هشت نوع رفتار جنسی غیر انسانی در آنجا متعارف بود و ... این شواهد , جز تحقیر زن و شیء تلقی کردن او بیانگر چه چیز دیگری است ؟

اما پیامبر اسلام در طول 23 سال پیامبری خویش بسیاری از این ارزشها را به تناسب موقعیت تغییر داد . حال برخی فقها می گویند ما می خواهیم تا صبح قیامت بر اساس آخرین کاری که پیامبر کرد , عمل کنیم . اگر آنان روند حرکت پیامبر را در نظر می گرفتند و متناسب با اوضاع و احوال زمانه پیش می رفتند , اسلام کارش به اینجا نمی کشید .

( مشتاقی و مهجوری – مصطفی ملکیان )

+ نوشته شده توسط محبوبه در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:45 |