اگر ولی
کودک , او را تادیب کند یا شوهر , همسر خود را تادیب کند و آنان [بر اثر این تنبیه
و تادیب] از دنیا بروند , بنا بر قولی ولی و شوهر ضامن دیه آنها در مال خود هستند
.(لمعه دمشقیه - شهید اول , ص . 255 )
کلاس متون
فقه – استاد خانم – تحصیلات : دکترا
من : استاد ! مگر زن کودک است که نیاز به
تادیب داشته باشد ؟ و مگر همسر , ولی زن است که او را تادیب نماید؟ (بحث عدم قصاص
پدر بحثی قدیمی است که در پست های آتی به آن نیز خواهم پرداخت) یعنی شوهر حق دارد
همسر خود را بکشد و بعد دیه او را پرداخت نماید ؟
بر چه مبنایی
چنین حقی به شوهر داده شده است ؟ گذشته از همه این ها مگر در قرآن و در همین کتاب
در شرایط تنبیه زن ذکر نشده که همسر در آخرین مرحله حق زدن دارد و باید به گونه ای
بزند که سیاه نشود , کبود نشود ,خون نیاید , درد به وجود نیاید و ...؟
استاد ( با خشم ) : خانم شما با که می
جنگید ؟ با احکام اسلام ؟؟؟؟
من : چرا پای اسلام را وسط می کشید . من با چیزی که با عقل منافات داشته باشد می جنگم .
استاد : مگر عقل شما باید درک کند ؟ مگر شما باید
بفهمید ؟
من : منی که این حکم در مورد خود و هم جنسانم حاکم
است نباید دلیلش را بدانم ؟؟؟!! پس چه کسی باید بداند ؟؟؟
استاد : همه احکام خدا که قابل درک با عقل و فهم محدود ما نیست .
من : فکر نمی کنم خدا از ما اجرای حکمی را بخواهد که با عقلمان منافات و
تعارضی چنین آشکار داشته باشد.
استاد : اصلا خود شما می دانید زنی که در مقابل
مظالم شوهرش صبر پیشه کند , جایگاهش بهشت است ؟
من : سکوت در مقابل ظلم بزرگترین اشتباه و معصیت
است.
من :حال اگر زن همسر خود را به قصد
تادیب بزند و شوهر فوت کند حکم آن چیست ؟
استاد : خوب معلوم است زن قصاص می شود .
هم همه و اعتراض تمام کلاس را فرا می گیرد.
استاد :
از این که با احکام و
تعالیم خدا بجنگید چه چیزی نصیبتان می شود ؟ بیخود وقت کلاس را هم می گیرید اگر
صحبتی دارید بعد از کلاس می شنوم . خوب بچه ها کجا بودیم ؟
و سکوتی
مرگ بار و اعتراضی که خوب می دانم هیچ پاسخ منطقی و عقلایی (حد اقل در این کلاس ها)
برای آن نخواهم یافت سراسر وجودم را فرا می گیرد .
و با
خود می اندیشم کی قرار است زنی که این مردان از دامان او بر خواسته اند تنها ابزار
حمل و به دنیا آوردن نباشد و باور کنیم که زن نیز انسان است با همه کمالات و خصایص
نیکی که هر انسانی می تواند از آن بهره مند باشد .
پ .ن : ( کتاب
لمعه یکی از منابع معتبر فقهی است و فقه یکی از منابع اصلی قانون گذاری )
+ نوشته شده توسط محبوبه در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت
0:17 |